مرگهای عجیب در سوتوبا بیشتر میشود و دکتر اوزاکی زیر فشار پیدا کردن دلیل بیماری ناشناخته قرار میگیرد. همزمان حرفهای مردم درباره خانه کانِماسا و افسانه «برخاستگان» فضای روستا را ترسناکتر میکند.
3
نظر
Kayren
هر چی بیشتر میگذره جالب تر و بهتر میشه...
ولی حرسم میگیره که دکتره به جای دندون های خون آشامی که روی شاهرگ و بهشون میگه نیش حشره شک نمی کنه به حر حال همشون با هم یک فاصله دارن و روی شاهرگن...
2
😝🎀Akutagawa's wife
من فهمیدم چی شد...
البته تقریبا اون دختره و کسایی که مردن انگار خونآشامی چیزی شدن بعد اون جایزخمها مال دندونایاونا بودن و بعدش خونشون رو میخوردن بعد کم خونی و بعدشم با دادن خون به بیمار ها اونا خوب میشدن ... ... ...
اون خونه بزرگه و شیکی و مامان و باباس انگار اول اون دختر مو قرمزه رو خونآشام کردن و بعد این چرخه ادامه داشت ...
...
...
تا ایجا که این طوری بود