مورای که از صمیمی شدن مادرش با اونیزوکا حسابی حرصش گرفته، دنبال فرصتی میگردد تا حال معلمش را بگیرد. اما یک شوخی کودکانه وسط بازی بولینگ، او و دوستانش را وارد دردسری میکند که فرار از آن به این راحتیها نیست.