توکو و شیگرو در خانهی قدیمی و آرامشان روزهای سادهای را میگذرانند، اما یک مراسم ختم و دیدن پسری تنها فکر شیگرو را درگیر میکند. خاطرههای کوچک، باران و حس دلتنگی کمکم آنها را به تصمیمی مهم نزدیک میکند.