ناتسومه با دیدن یک یوکای قدیمی، به روزهایی برمیگردد که هنوز نمیدانست کجا جای اوست. میان ترس از دیده شدن و آرزوی داشتن یک خانه واقعی، خاطره آشناییاش با خانواده فوجیوارا دوباره زنده میشود.