ناتسومه کنار برکهای با یوکای کرمشبتابی آشنا میشود که هنوز به دوست قدیمی انسانش فکر میکند؛ دوستیای که با بزرگ شدن آن پسر کمکم محو شده. نورهای کمجان برکه، خاطرهای آرام و کمی تلخ را زنده میکنند.