مگ بعد از جمع کردن تعداد زیادی اشک شوق، ناگهان از طرف استادش از جادو کردن منع میشود. حالا باید بدون تکیه به قدرتهایش بفهمد چرا کمک کردن به آدمها فقط با نتیجه گرفتن معنی پیدا نمیکند.