معرفی
ساجو واتارو دیوانهوار عاشق همکلاسی زیبایش، ناتسوکاوا آیکا است.
او همیشه بدون ناامید شدن به آیکا نزدیک میشود و در رؤیای عشق دوطرفه با او زندگی میکند.
اما یک روز با خودش فکر میکند: «واقعاً من در حد کسی مثل او هستم…؟»
بعد از این فکر، واتارو تصمیم میگیرد فاصلهی محترمانهای با آیکا بگیرد.
این رفتار ناگهانی، آیکا را کاملاً شوکه میکند.
او با خودش میگوید: «نکنه الان از من متنفر شده…؟»
در حالی که هر دو به اشتباه فکر میکنند عشقشان یکطرفه است،
سوءتفاهمها یکییکی بیشتر میشود!
این آغاز یک کمدی-عاشقانه دربارهی دو نفر است
که احساسات واقعیشان را بلد نیستند به هم بگویند!