معرفی
بیشتر دخترهای دبیرستانی شاید به این افتخار کنن که باباشون یه نویسنده معروفه، اما قضیه برای آئو هوری یه کم فرق داره! بابای اون نویسنده داستانهای خجالتآوره؛ کلی کتاب عجیب نوشته و همین باعث شده ذهنش حسابی شیطون و غیرعادی بشه.
آئو فکر میکنه هرکی بفهمه باباش چه جور نویسندهایه، حتما خیال میکنه خودش هم یه جورایی شبیه اونه. برای همین تصمیم گرفته تا جای ممکن با کسی حرف نزنه، مخصوصا با پسرا! تنها چیزی که میخواد اینه که درس بخونه، نمرههای خوب بگیره و بره یه مدرسه دور از خانوادهاش تا از این وضعیت خلاص بشه.
اما درست همینجاست که تاکومی کیجیما اعصابش رو به هم میریزه! اون هی سعی میکنه با آئو حرف بزنه، حواسش رو پرت میکنه و باعث میشه آئو به چیزهایی فکر کنه که اصلا دلش نمیخواد بهشون فکر کنه... و همین شروع کلی دردسر خندهدار و خجالتآوره!