لارنس بعد از سرماخوردگی ایبل و رفتارهای عجیب سیسیلیا، بیشتر از همیشه نگران میشود و حتی خودش هم نمیفهمد چرا اینقدر به هم ریخته است. در کنار نامههای قدیمی و یک سر زدن به دهکده، رابطهی آرام و بامزهی او با سیسیلیا رنگ تازهای میگیرد.