پس از دردسرهای پیشآمده برای فروش اکسسوریها، یو با فشار مدرسه، نگاه اطرافیان و تردید نسبت به ادامه کارش روبهرو میشود. هیماری هم میان حمایت از دوستش و وابستگی به رؤیای مشترکشان دچار تنش میشود.
7
نظر
آترو
پسره ی احمق اون تو رو فقط برای اکسسوری هات و چشات میخواتت هزاران هزار دختر وجود داره چرا این د اخه