گای وارد شوشیدای میشود؛ جایی پر از سلاحهای نفرینشده و آدمهایی که هر لحظه ممکن است خودشان را از دست بدهند. همزمان سیا ایچیجو با تصمیمی خطرناک جلوی خواب سرد میایستد و سایه زولتگوین دوباره سنگینتر میشود.