میناتو با یادآوری روزهای اول آشنایی با اوتا، از پسری میگوید که بعد از یک جابهجایی سخت نمیخواست با کسی صمیمی شود. اما اصرارهای بیپایان میناتو کمکم راهی باز میکند تا هر دو با تنهاییهایشان روبهرو شوند.