معرفی
کاترینا دختر نامشروع یه کنت و خدمتکارشه؛ دختری که از همون اول زندگی سختی داشته. بعد از مرگ مادرش هم رفتار نامادری و خواهر ناتنیاش باهاش بدتر از قبل میشه.
یه روز، به خاطر رفتار بد خواهر ناتنی کاترینا در یک مهمانی، دستور سلطنتی میرسه که اون باید به منطقههای شمالی فرستاده بشه تا زیر نظر شاهزاده آنجا آداب درست رو یاد بگیره؛ شاهزادهای که همه میگن مردی بیرحم و سرددله.
اما کنتس نمیخواد دختر خودش چنین مجازاتی رو تحمل کنه، پس کاترینا رو به جای اون میفرسته. کاترینا با ترس وارد شمال سرد میشه، ولی خیلی زود میفهمه شاهزادهای که به بیرحمی معروفه، آنقدرها هم شبیه شایعهها نیست.
در سرزمین زمستانی شمال، شاید قلب پاک کاترینا بالاخره طعم مهربانی و عشق رو بچشه.