ایو که هنوز باور دارد رابطه عاشقانه با دوستهای کودکی شدنی نیست، در مسیر نانوایی با شیو گیر یک موقعیت خجالتآور میافتد. از طرفی باران و یک چتر مشترک، فاصله او و آکاری را عجیبتر و گیجکنندهتر میکند.