در آستانه روز موعود، ادوارد و همراهانش برای رفتن به سنترال آماده میشوند و حرفهای ناگفته بین او و پدرش بالا میزند. از آن طرف، ناپدید شدن آلفونس و حرکت هومونکولوسها همهچیز را خطرناکتر میکند.