یوکیه با اینکه از شلوغی و حرفهای هوادارهای بیسبال حرصش میگیرد، برای حمایت از کوجیرو به استادیوم میرود. آن طرف، روریکو هم بین کار فروشندگی، طرفدارهای سمج و دردسرهای ساختن نینستا گیر میافتد.