معرفی
کوساکابه رِنجی، جوانی که در یک گیمسنتر کار میکند، در روز ولنتاین دختری انگلیسی به نام لیلی بیکر را میبیند که مشغول بازی با دستگاه کرین است.
وقتی میبیند لیلی بارها و بارها در بردن جایزه شکست میخورد، رنجی نمیتواند بیتفاوت بماند و دست به کار میشود.
روز بعد، پس از اینکه لیلی بالاخره عروسک پولیشیاش را به دست میآورد، رنجی پیامی غیرمنتظره از او دریافت میکند: «ولنتاینِ من باش!»
آنچه با یک سوءتفاهم شروع شد، به تبادلی فرهنگی ختم میشود!