چیسه پس از معاملهای خطرناک با جوزف، در خوابی عجیب به خاطرات کودکیاش کشیده میشود؛ جایی که خانواده، ترسهای قدیمی و زخمهایی که هنوز رهایش نکردهاند، آرامآرام دوباره جلوی چشمش زنده میشوند.
3
نظر
ماهیرو
دمت گرم رامین 🌹
2
さじこ
9 ماه پیش
واااوووو داااره جااالب میشه 🥳
1
آن
6 ماه پیش
دستتون درد نکنه واقا، از گروه ترجمتون یک تشکر دست جمعی می کنم