اوهارا برای جمعوجور کردن دروغ ازدواجش راهی آسو میشود و ریکا هم ناخواسته همراهش میآید. سفر کوتاهشان از یک نقشه ساده شروع میشود، اما حرفهای ریکا درباره کودکی و خانواده، فاصله بینشان را کمی کمتر میکند.
10
نظر
♂☻ᏕᏁᎮᏗᎩ2҉3҉☯☄
متاسفانه شرکتی که اینو ساخته گفته که دیگه نمیسازیم چون که تاکویا بعد دیدن پدرش از سنگینیه هونجوجی سان ترکید🤣
3
لپبد
بنازم زاویه فک خانواده اوهارا
1
ÎM.BÈTMÈN
نه نه نه چقدر بد شانسیم جای بدی تموم شد
1
unemployed man
بابابزرگش دیالوگاشو یادش رفته بود فقط همون یه جمله رو یاد داشت😂