ماریا، خواهر کوچک دوک فلیید، بعد از شنیدن حرفهای وگا خودش را به زمین میرساند تا حقیقت را از برادرش بپرسد. او خیلی زود با کوجی و بقیه قاطی میشود، اما سایه وگا هنوز از سرشان دور نشده است.