تاباتا که معمولا خودش را بیرون جمعهای شلوغ نگه میدارد، ناخواسته همراه همکلاسیهای محبوبش به بولینگ میرود. بین تلاش برای جلب توجه نکردن، کمکهای اوئنو و سوءتفاهمهای ریز، یک روز ساده حسابی برایش پرتنش میشود.