روکیا در آستانه اعدام، خاطرات ورودش به جوخه سیزدهم و آشنایی با کایِن شیبا را مرور میکند؛ جایی که میان نگاه سرد اطرافیان، معنای رفاقت، شرافت شینیگامیها و سنگینی یک مأموریت خطرناک برایش شکل میگیرد.