یک باران ناگهانی اوتا و کاشیوادا را زیر یک چتر گیر میاندازد و کلی سوءتفاهم بامزه راه میافتد. وقتی کاشیوادا مریض میشود، اوتا با همان غر زدنهای همیشگیاش سعی میکند مراقبش باشد و کمکم روی مهربانترش را نشان میدهد.