سیل بعد از ورود به جنگل با حال بد و ترسی تازه زمینگیر میشود و سباستین برای درمانش مجبور میشود موقتاً پیشخدمت سالیوان شود. بین آموزش آداب دنیای بیرون و نگرانی برای ارباب جوان، فضای عمارت عجیبتر از همیشه میشود.
5
نظر
مونالیزا سامای جنگی
دلم برا شیل میسوزه
آخه حقش این نیست خداااایااااا لعنت به همشون شیل خداااااااااایاااا کمک
شیل فدات شم زود خوب شو برو جرشون بده بعد رو جر خوردگیاشون اسید با نمک بریز قشنگ رنج رو تو تکتک سلول هاشون حس کنن بعد هم تیکه تیکه شون کن بعد تیکه هاشون رو تو روغن سرخ کن بده سگا بخورن به روحشون هم رحم نکن بده سباستین رسیدگی کنه
7
ᥲmᑲᥱrᥲ
ای خدا من فدای بچم بشممممم هر چند بار هم که بگذره بازن دیدن این صحنه ها دردناکه.. حتی با این که مانگا خوندم و میدونستم قراره چی بشه ولی بازم گریم گرفت؛ یک انتقامی ازتون بگیره پدرسگاااا فقط صبر کنید بچه عزیزم خوب بشهههههه پاره پارتون میکنه 🔪
6
ᥲmᑲᥱrᥲ
سیل من خوشگل من گوگولی منننن... وااااااای
4
دازای سان
تو چقدر عشقیی سباس جان
3
Sara
من دوس ندارم مانگا رو بخونم ی جورایی داستانو بی مزه میکنه انیمش خیلیییی خوبع روزی ۶ بار قیمت های قبلیش رو میخونم یادم نره😐😅