معرفی
در اروپای دوران ویکتوریایی، پسرکی جوان در پیِ یک توطئهی بیرحمانه، همه چیزهایی را که برایش عزیز بود از دست میدهد. او در آستانهی مرگ با یک شیطان معامله میکند؛ واگذاری روحش در ازای گرفتن انتقام.
اکنون سیل فانتومهایو بهعنوان رئیس خاندان و شرکت فانتومهایو، هم امور رسمی را اداره میکند و هم مأموریتهای زیرزمینی ملکهی انگلستان را بر عهده دارد. همراه او، پیشخدمت شیطانیاش سباستین میکائیلیس است؛ کسی که مهارتش در خدمتگزاری تنها از قدرت شیطانیاش کمتر است.
داستان، این دو را به همراه دیگر خدمتکاران دنبال میکند؛ در حالی که بهتدریج پرده از توطئهی قتل والدین سیل و فجایع هولناکی برمیدارند که در ماههای پس از آن بر سر او نازل شده است.