کاناتا و دوستهاش بعد از یه نبرد خطرناک با دست پر برمیگردن، اما این پیروزی یه بهای سنگین هم داره. متحد مهمشون، ماگوس فراموشکار یعنی نوآر، تا حدی حافظهش رو به دست میاره و دوباره به شخصیت قبلی خودش، میستر، برمیگرده؛ شخصیتی که با کاناتا مثل یه ارباب کوچکتر از خودش رفتار میکنه.
با این حال، میستر چیزی مهم رو به یاد میاره: در زندگی قبلیاش به عنوان یه ماگوس هوش مصنوعی، سیگنالی از هیستوار، شهری مرموز و افسانهای، دریافت کرده بود. همین سرنخ، کاناتا رو یک قدم به رویایی که دنبالش میگرده نزدیکتر میکنه.
از طرفی، توکیو برای روبهرو شدن با گذشتهاش از راک تاون ناپدید میشه و هرچه بیشتر جستوجو میکنه، با رازهای شوکهکنندهتری روبهرو میشه. در همین زمان، کاناتا همراه دوست دوران کودکیاش الی و ماگوس خواننده، سیل، راهی هیستوار میشن؛ اما سازمان دشمنی به نام آیدیل آدمکشهایی رو دنبالشان میفرسته.
برای رسیدن به رویاش، کاناتا باید حقیقت تلخ پشت آیدیل و حتی بعضی از نزدیکترین همراههاش رو بفهمه.