لوفی پس از جدایی تلخ از سانجی همچنان در نقطه قرارشان منتظر میماند و گرسنگی و باران هم او را از قولش منصرف نمیکند. سانجی میان وفاداری به کلاهحصیریها، تهدید بیگ مام و سرنوشت خانواده وینسموک گرفتار شده است.
17
نظر
ایمو
لوفی شبیه پیر مرد ها شده
21
Z O R O
میدونستید که لوفی خدای خورشید نیکا است😁
11
hikari
بلخره شکمه لوفی به یدردی خورد
8
یاشیرو_چان
خیلی احساسی بود دلم خواست گریه کنم😭😭😭😭
8
SOSO
آهنگ آخرش مال اوپنینگ قدیمیش بود
5
مانکی دی کلاریس
لوفی یه روزه چقد پیر شده 😅
2
Mihj
عالی
2
قدرتمندترین درتمام انیمه
حاجی نمیدونم چرا تاحالا لوفی این همه کتک خورده چرا گیره پنج ش فعال نشده؟
1
Really_otaku
بسم الله الرحمن الرحیم داداش مگه من با تو شوخی دارم کاتاکوری
1
یاشیرو_چان
آره
1
ぞろ
شد قضیه روبین که میخواست بمیره بعد با گریه گفت میخوام زندگی کنم