در ادامه نفوذ کلاهحصیریها به جزیره وُلکیک، چاپر و کاروت در دنیای آینهها دنبال راهی برای رسیدن به سانجی میگردند و پدرو برای دسترسی به رود پونگلیف با بارون تاماگو روبهرو میشود؛ برخوردی که گذشته تلخ آنها را یادآوری میکند.
10
نظر
نئوفومی
لوفی برای نجات دوستاش حتی حاضر دستاش و فدا کنه مثل کاری که شنکس کرد
18
𝒜𝓎𝓁𝒶𝓇 🎀
بروک تو این آرک>>
14
مانکی دی کلاریس
به جای خون ازش تخم مرغ اومد ؟🤨🤣🤣🤣
11
یه اوتاکوی بدبخت
منی که رو پدرو کراش زدم😂
7
Ninja777
دستاش چی میگی جون خودشم می ده
7
وان پیس
عالی
4
Eustass kid
بروک ی جوری میگن جونم رو فدا می کنم انگار به همین سادگیا میمیره😑