معرفی
لوفی و خدمهاش راهی جزیرهای میشوند تا به دنبال شمشیری افسانهای بگردند؛ شمشیری که گفته میشود گرانبهاترین شمشیر جهان است.
اما خیلی زود، حملهی تفنگداران دریایی و حضور دوشیزگان زیبا باعث میشود خدمه از هم جدا شوند.
زورو برای کمک به یک دوست قدیمی به خدمه خیانت میکند، لوفی و اوسوپ درون یک غار سرگردان میشوند و بقیهی اعضا به یک روستا کمک میکنند تا در برابر تفنگداران مقاومت کند.
وقتی زورو سانجی را شکست میدهد، مرواریدهای مقدس را با خود میبرد؛ مرواریدهایی که تنها راه دفاع در برابر آن شمشیر شیطانی هستند—شمشیری که میتواند جهان را در تاریکی فرو ببرد.