معرفی
خدمه یک صندوق گنج را از لاشهی کشتیِ در حال غرق شدن نجات میدهند، اما داخل آن بهجای طلا، پیرزنی پنهان شده است!
او برای اینکه دزدان دریایی کلاهحصیری را راضی کند تا او را به خانهاش برسانند، قول میدهد گنجِ یک تاج طلایی را در جزیرهاش، جزیرهی مِکا، به آنها بدهد.
وقتی به جزیره میرسند، کشتیشان ابتدا توسط ارباب جزیره مورد حمله قرار میگیرد.
اما بعداً او نظرش عوض میشود و تصمیم میگیرد از این دزدان دریایی استفاده کند تا معمای تاج طلایی را برایش حل کنند.