شینوزاکی آخر سال را با کمک به هایاکاوا در یک رویداد شلوغ میگذراند، اما فکرش مدام پیش سنپای مهربانش است. یک تماس شبانه و حالوهوای سال نو، جرئت دعوت کردن او به هاتسوموده را کمکم جدیتر میکند.
5
نظر
ثلام
دیگه تحمل اینهمه ناز بودن رو ندارم
3
یک عدد فوجوشی🗣
می دونم نصف اوتاکو های جهان براشون سوال شده که اونایی که مثل مدیر چشماشون رو می بندن چطور حرکت می کنن نکنه می بینن من اومدم تا باری رو از دوش ذهنتون بر دارم خیر اونا نمی تونن چیزی ببینن بلکه با حسشون حرکت می کنن یعنی حسشون قویه و دلیل محکم تر مدیر وقتی نی خواد مو زرده رو ببینه یا بخواطر شوک چشماشو باز میکنه 👩🏻🏫
2
♂☻ᏕᏁᎮᏗᎩ2҉3҉☯☄
یه ابجی کم بود اونم پیدا شد😂
2
Rosha
تا الان فقط تو انیمه دیده بودم یکی از شدت نازی خون دماغ شه ولی الان این بلا واقعا سر خودم اومد(دارم بوی خوتون تو دماغم حس میکنم)