یوزو بعد از ورود به عمارت کیریوئین، کمکم با جایگاه عجیبش به عنوان عروس یک اوگر روبهرو میشود. میان محبت رییا، فشار خانواده و نگرانیهای مدرسه و کار، او هنوز نمیداند این زندگی تازه واقعاً برایش امن است یا نه.
150
نظر
Pariya
3 هفته پیش
ریا چه مامان بابای کیوتی دارهههه 😂
71
Parsarip
3 هفته پیش
واقعا وقتی این انیمه رو نگاه میکنم لذت میبرم
اصلا اصل جنس انیمه عاشقانه است
55
Pariya
3 هفته پیش
بوسید بوسیدش
ععععععرررررررر 😭😭😭
چرا انقدر من خوشحالم؟😆😆
40
اومارو و تاناکا 🎮
3 هفته پیش
مامان باباش چقدر بچه بودن و ناناز 😍 اسپویل .
38
S E D I H G
3 هفته پیش
هر کی منتظر قسمت بعده لایک کنه😭
29
Pariya
3 هفته پیش
من تا هفته بعد میمیرمممممممم😭😭😭😭
27
Luffi
3 هفته پیش
اهریمنا شون چه خوب عاشق میشن فکر کن تا نیمه گم شد رو می بینن میفهمم کسی با من موافقم لایک کنه
21
روانی توموئه(سزارتونم)
3 هفته پیش
اخخخخخخیییییی من اول فککردم مامان باباش خواهروبرادر کوچیکتره ریا هستننن
17
Elia
3 هفته پیش
هم هم همون جور که انتظار می رفت الان معلومه خوانواده روباه دخترا رو می دزدن. یک لایک بکن
17
ربکا
3 هفته پیش
واییییییییییی نانا عاشق مامان بابای ریاضیات شدم فکر کردم باباش چقدر سخت گیر ابهت داره ولی خیلی سممم بود
13
Mary桜
3 هفته پیش
مامان و بابا؟ یا خواهر و برادر! چقدر جوونن لامصبا!
10
Suzume
3 هفته پیش
پس اینطوری با هم آشنا شدن آقا یه جوریه نمی دونم شاید فقط من اینطوری حس می کنم ولی ریا فقط به چشم عروس می بینه یوزو رو اصلا واقعا سعی نمی کنه به خوده یوزو عشق بورزه فقط به چشم عروس می بینتش و مامان باباش خدایی اگر مامان و بابا صداشون نمی کرد فکر می کردم برادر یا خواهر کوچکترشن مخصوصا باباش😂
10
𝓐𝓻𝓶𝓲𝓽𝓪
3 هفته پیش
واییی بلخرهه اومدددد
این قسمت خیلیی خوب بوددد
10
salda
3 هفته پیش
فکر کردین چرا ریا هر روز هی میگه تو عروس منی بابا خسته شدیم یه دلیلی دیگه بیار با