یونا مجبور میشود با لباس خرسیاش محافظ چند دانشآموز اشرافی در یک تمرین میدانی شود؛ بچههایی که از همان اول او را جدی نمیگیرند. سفر بیرون شهر تازه شروع شده و یونا باید بدون دخالت بیموقع، حواسش به دردسرهای مسیر باشد.