شب کریسمس نزدیک است و هانا بعد از قهر و ممنوعالورود شدن، دنبال راهی میگردد تا دوباره با ساکورای وقت بگذراند. اما دعوت کردن او به خانه، با خانوادهای کنجکاو و پدری حساس، اوضاع را حسابی خندهدار و پرتنش میکند.
9
نظر
ساقئ اینوسکه
حاجی گفتم الان باباعه بفهمه چه گل و بلبلی شه نگو برعکسه
3
AETER
دلم میخواست تو انیمه بودم . به یاناگی میگفتم منم صبرم تموم شده 😮💨
3
دازای سان
کیسووووو
2
ᴳᵒᵈ🇹🇴🇯🇮亗
11 ماه پیش
همچنان منی که از ضعف اینترنت رنج می برم🥲
1
Momo
جالبه
1
.Omid.
1 ماه پیش
اون آخرا قشنگ بود باباعهداشت مراسم اخضار راه مینداخت تا ساکورا یادش بره🤣
گلدی راجر
وووووو
امی
نمیدونم من اینطوری هستم یا نه ولی بابا ی ساکورا شبیه 30 سالگیه آرنه🤣