با برگشتن فاپوتا، آرامش روستای طلایی به هم میریزد و ناناچی باید با احساسی قدیمی و دردناک کنار بیاید. از طرفی رگ میان نجات دوستهایش و خاطرههایی که از فاپوتا فراموش کرده، گیر میافتد.