کنشيرو به دهکدهای میرسد که با آب و گلهایش هنوز بوی زندگی میدهد، اما راهزنها آرامش آن را نشانه گرفتهاند. در همین میان، مردی مرموز از سبک نانتو با هدفی خطرناک وارد ماجرا میشود و نگاهها را به خودش میکشد.