میکو برای خرید کادوی تولد مادرش با برادرش بیرون میرود، اما حتی یک روز معمولی هم با چیزهایی که فقط خودش میبیند آرام نمیماند. فشار این ترسهای بیوقفه کمکم او را وادار میکند جدیتر به راهی برای کنار آمدن با آنها فکر کند.