کوزت با تصمیم ناگهانی پدرش برای ترک پاریس روبهرو میشود، در حالی که هنوز چشمانتظار ماریوس است. همزمان خبر مرگ ژنرال لامارک شهر را به هم میریزد و دوستان ماریوس آرامآرام به سمت یک تصمیم خطرناک کشیده میشوند.