کوزت در پاریس کمکم طعم زندگی آرام را میچشد؛ از کاشتن گلها تا قدم زدن کنار پدرش زیر آسمان بهاری. اما همین آرامش تازه، با نزدیک شدن سایهی ژاور و گذشتهای که هنوز رهایشان نکرده، رنگ نگرانی میگیرد.