فانتین با امید دیدن کوزت روزهای سختش را میگذراند، اما بازگشت موسیو مادلن آنطور که انتظار میرود پیش نمیرود. از آن طرف کوزت هنوز زیر دست تناردیههاست و با دلخوشیهای کوچک، چشمبهراه خبری از مادرش مانده است.