معرفی
یک اوتاکوی نهچندان جذاب، هنگام خوردن جگر خام بیهوش میشود…
وقتی به هوش میآید، میبیند که در بدن یک خوک بیدار شده است!
این خوک با دختری معصوم به نام جس آشنا میشود؛ دختری که میتواند ذهن آدمها را بخواند.
جس با وجود فکرهای عجیب و گاهی بدِ خوک، او را میپذیرد… البته با این نیت که شاید روزی او را بخورد!
اما وقتی جس در خطر گرفتار شدن در سرنوشتی تاریک قرار میگیرد، همهچیز جدی میشود.
حالا خوک باید فقط با تکیه بر هوش، دانایی و حس بویایی قویاش تلاش کند تا جس را نجات دهد.
آیا یک خوک میتواند قهرمان داستان باشد؟