مونا برای جشنواره مدرسه کنار مداکا مسئول کافه میشود و این فرصت را بهترین زمان میبیند تا بالاخره دلش را بلرزاند. بین لباسهای عجیب، افسانه پل عشق و گشتزدن در جشنواره، نقشههایش طبق انتظار جلو نمیرود.
55
نظر
لاک پشت آبی از برج خدا💙
وای دلم به حال مداکا میسوزه که باید هر دفعه ذهنشو پاک کنه😂
86
ملکه شیاطین
وفاداری اینا به هفت قابل تحسینه
35
آراشی
عذابی که باب اسفنجی به اختاپوس داد رو الان مداکا بیچاره داره تحمل میکنه
31
دازای سان
همه شون خوشگلن
19
Shouko
چرا جدیدا انیمه ها احساساتشون رو میزارن قسمت آخر اعتراف میکنن خب داش گلم بجای اینکه این همه زجر بکشین هون قسمت اول یا دوم با یه کیس یا یه اعتراف کردن تمومش کنین 😭
13
Elyas
چ لذی خوبی برای یک انیمه فن 😐
13
اوتاکو
من جای مداکا بودم به جای اینکه هر صدم ثانیه ذهنمو پاک کنم دوست پسرش میشدم به خانوادم نمیگفتم خانوادش مثل ایرانیان بفهمن باید حلوای سر قبرتو بخوری🤣
12
محمد
تا حالا چند گیگ ذهنشو خالی کرده ؟فک کنم چند ترابایتی پاک کرده باشه🤣
10
دازای سان
خیلی خنده داره🤣🤣🤣
9
رئیس سازمان ها مناطق خشک
اول
پاسخ رامین : متاسفانه اول نشدید
7
severus snape
چقدر دختره خوشگله خدایااا
6
خر
۷ روز دیگه...
5
☀گاتس☀
😍😍😍
5
یوریچی
اگر پسره تیپ و ظاهرش بهتر بود جالب تر بود
4
اوتاکو
وای من روزو ندیدم فکر کردم ۳ساعت دیگه میاد بعد ۳ساعت فهمیدم ۲روزو ساعته دارم میمیرم هم رده لایک کنم