گذشتهی یوکی کمکم روشن میشود؛ کودکیای پر از تنهایی، ترس و حرفهایی که اعتمادبهنفسش را خرد کردهاند. میان فشار خاندان سوما و حسرت داشتن یک خانهی واقعی، او دنبال نشانهای میگردد که ثابت کند وجودش بیارزش نیست.