ربکا بعد از دیدن کابوسی ترسناک، حس میکند خطر دراکن جو خیلی نزدیکتر از چیزی است که فکر میکردند. وقتی نشانههایی از اسیر شدن لابیلیا پیدا میشود، او باید بین ترسش و نجات کسی که زمانی دوستش بوده تصمیم بگیرد.